ارشیا جونمارشیا جونم، تا این لحظه: 17 سال و 11 روز سن داره

ارشیا عشق کوچولوی منو بابایی

مسافرت مشهد

1392/6/13 18:00
نویسنده : مامان سمیه
348 بازدید
اشتراک گذاری

یه هفته بعد از ماه رمضون راهی مشهد شدیم.آخه عروسی پسر خالم دعوت بودیم.منم که همیشه تشنه دیدن مامان بابا! منتظرم یه بهونه پیش بیاد تا برمچشمک

ازینجا که راه افتادیم آقاجون اینا و عمو مسعود اینا هم بودن و تو راه خوش گذشت.

این دفعه زیاد نتونستیم بمونیم ولی همون چند روزم عالی بود.

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك ها

 

یه روز عمه دعوتمون کرد ناهار که رفتیم بیرون خوردیم.جای همه خالی!

عکسای پایین مال همون روزه.

 

به قول خاله سمیرا..... ارشیا ازین زاویه.....نیشخند

 

ارشیا ازون زاویه....نیشخند

                           

                               http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك ها

اینم چندتا عکس جا مونده:

اول تیر منو تو با هم دو هفته رفتیم مشهد. اینجا هم خونه باغِ مامان بزرگ منو باباییه.

        http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك ها

 

اینجا هم که از گلای قشنگش معلومه که خونه آقا جونه.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

اركيده صورتی
13 شهریور 92 22:54
الهی قربون حاج آقا ارشيامون برم كه از هر زاويه ای خواستنيه
اون عكس يكی مونده به آخر كه كنار گلها نشسته رو خيلی دوست داشتم..زيادی دوست داشتنیه تو اون عكس
در مورد آموزش هنرهای مامان خانوم هم اول از كاسترول بادمجان شروع ميكنيم



مرسیییییییییییی... خودمم اون عکسو خیلی دوست دارم.
باشه. به روی چششششششششششششم.
اركيده صورتی
16 شهریور 92 3:28
سلام خانوم گل خوبی عزيزم؟ عيدت مبارك گلم

تو مسيحا زاده،دختر موسی شدی
مريم قديسه ی ذريه ی طاها شدی
تولد كريمه ی اهل بيت،فاطمه معصومه(س) مبارك


مرسیییییییییییییییییییی...

مامان پریناز
17 شهریور 92 10:45
چه عکسای خوگشلی
خوش به حالتون تند تند میرین مشهد
راستی پس شما و بابایی ارشیا دختر عمو و پسر عمویین؟؟؟یا دختر خاله پسر خاله؟؟؟یا پسر دایی دختر عمه؟؟؟یا برعکسش؟؟هههههههه چقدر حرف زدم


مرسی زهرا جونم.
بیا دفعه بعد با هم بریم.
خوشم میاد خیلی تیزی! .....دختر خاله پسر خاله.
راستییییی .... منکه قبلا گفته بودم بهت نسبتمونو.
ای خانوم دکتر فراموش کار!

مامان دوقلوها
17 شهریور 92 20:08
سلام عزیزم هزار ماشاا... به گل پسرتون با اجازه لینکتون کردم امیدوارم دوستای خوبی باشیم

ممنونم عزیزم.

اركيده صورتی
18 شهریور 92 23:14
سلام خانوم.خوبين؟ حاج آقا ارشيا خوبه؟
سميه بانو پس چرا نرفتی اون آدرس وبی كه دادم؟ رفتی نظر يادت نره! به منم بگو نظرت چی بود در موردش!

http://maktabeeshgh7.blogfa.com/
اينم آدرس محض يادآوری!
دوباره رفتی عروسی كه آپ نميكنی؟ هميشه به عروسی و خوشی خانوم


سلام عزیزم نه بابا! عروسی کجا بود؟؟؟؟؟
اونجا هم رفتم ولی نظر ندادم فقط. باشه دوباره میرم با نظررررر !

اركيده صورتی
20 شهریور 92 23:21
ديگه امشب كه عروسی دعوت بودین! هرچند فكر كنم نرفتين! چرا؟
ميبينی من چه خوب آمارتونو دارم
برادرم رفته سفر كاری..خانمش و بچه هاش اومدن خونه ما...ماشالله پسر كوچكشون علی آقامون امشب انقدر جيغ زده الان هممون مَنگيم


آره نرفتیم. نشد بریم ...حیف!
آخی! نازی....تا حالا ندیدمش.... حالا بگو بچس! بچه اسمش روشه! ههههههه...

ستوده
24 شهریور 92 9:04
به به چه پسر کوچولوی ناز وخنده رویی .حاجی کوچولو هم که تشریف دارند .خداوند برایت همیشه صحیح وسالم نگاهش دارد ودر پناه خودش از شر بلا مصونش بدارد .آمین .

خوشحالم که با یک همشهری خوب دیگه ولی ساکن تهران آشنا شدم .


بابت دعات ممنون.
منم خوشحالم...